راستش خيلي فكراي مختلف تو سرمه كه نميدونم كدوم سمت بايد برم! كار رو ول كنم برم ارشد بخونم؟ ارشد رو بي خيال بشم و كارم رو حفظ كنم؟ از رفتار مسئول بخشمون خوشم نمياد برم محيط كارمو عوض كنم؟ همكاراي خيييلي خوبي دارم و تو بيمارستان جا افتادم آيا همينجا بمونم؟ ريسك كنم كلا محيط كار و همكارامو عوض كنم؟ اگه آسمون همه جا يه رنگ بود چي؟ اصلا كلا كار و درس رو بذارم كنار برم پي خوش گذروني؟ يه ماشين بگيرم از اين هر روز تو مترو خلاص شم؟ ماشين بگيرم همش تو ترافيكم؟ اين چيزا رو ميبينيد؟ اينا فكراييه كه داره تو ذهن يه آدم كه دقيقا تو نيمه عمرش قرار داره ميگذره! اينا فكراييه كه تو ذهن يه آدم كه به نصف عمرش رو رد كرده داره ميگذره! يعني واقعا دغدغده هاي من بايد تو اين سطح باشه؟ اين همون زندگيه كه من دلم ميخواست داشته باشم؟ راستش ناراضي نيستما اما همش دارم فكر ميكنم يعني همش همين بود؟ خیلی دور خیلی نزدیک...
ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 13
تاريخ: سه
شنبه
6 مهر
1395 ساعت: 15:57